X
تبلیغات
تنها - تأثیر قوم ماد بر تاریخ تمدن ایران

تاریخ وتمدن ایران

تأثیر قوم ماد بر تاریخ تمدن ایران

 

بدون شک سیر تحولات تاریخی جوامع ایرانی موضوعی است مورد توجه جویندگان وپژوهشگران ولذا بسیار علاقمندان در این راستا جستجوگر منابعی متقن ومورد وثوق بوده اما هر آنچه هست مستندات اندک بوده وکفاف عطش پژوهندگان را نمی دهد، با این وصف از حق هم نباید گذشت، پیرامون بررسی وضعیت گذشته ایران چه پیش از تاریخ مکتوب یعنی تاریخ منقور بر سنگ  که مربوط است به عصر تمدن بین النهرین، آشور- بابل وایران جدای از بررسیهای مضامین تمدن  باستانی روم- یونان- مصر و... آثاری چه در گذشته ی پیش از پیروزی انقلاب اسلامی وچه بعد از پیروزی از قوه به فعل  در آمده است که به بررسی سیر تمدن ایران باستان وادوار تاریخی پیدایش سلسله های شاهنشاهی ایران از عصر ماد تا فروپاشی امپراطوری ساسانیان وحتی بعد از آن نیز پرداخته اند. از جمله آثاری که به جستجو در زوایای حیات اجتماعی وروابط زندگانی وآثار تمدنی دوره ماد وتأثیر آن بر تحولات اجتماعی ایران پرداخته است می توان به کتاب تاریخ ماد تألیف (ا.م. دیاکونوف) ترجمه کریم کشاورز اشاره کرد که موضع کتاب با تمام گستردگی آن مورد بررسی ونقد ونظر نیز قرار گرفته که در این رابطه می توان به نوشته ی دکتر خُنجی اشاره کرد ومُضاف بر این مورد آثار مکتوب دیگری که به ادوار واعصار تاریخی ایران باستان وشیوه های حکومت داری کشورستانی، اداره امور جامعه، تأثیر روابط حاکمیت ها بر زیر ساخت تمدن ها واز جمله بیان تاریخ تمدن عصر ماد وتحولات اجتماعی آن بر روند حاکمیت های بعدی نیز پرداخته اند در اختیار پژوهندگان می تواند قرار گیرد، بدیهی است دراین مجال امکان آن نیست تا به بررسی کلی وپرداخت ابعاد گوناگون تأثیر قوم ماد بر تاریخ تمدن ایران دست زد. لا محال به سیری اجمالی پیرامون هر انچه موضوع تحقیق حاضر هست می پردازیم ولذا می دانیم پادشاهی ماد با اینکه چندان نپایید به وظایف تاریخی خود که مهم نیز بوده است پرداخت هایی داشته تا جایی که دولت همسایه ی خود را که واجد تمدنی کهن بود وبا نام آشور نزدیک به سراسر آسیای غربی را تحت تسلط داشت بر انداخت. هجوم اسکیت ها را دغع واقوامی را که به صورت بدوی زیست داشتند  به دایره تمدن ومدرنیت وارد کرده ودر تکامل معتقد است وافکار مردم جهان باستان نقش مهمی ایفا کرد وپادشاهی مقتدری را بنیاد نهاد(1) از این روی برای شناخت تمدن عصر ماد وتأثیرات ان بر روند تارخی ایران یعنی اثر گذاری آن ؟؟؟؟؟ از تمدن دوره ماد بر دیگر سلسله های شاهی که از پی ماد بر ایران حکومت کرده اند چون هخامنشیان- مقدونیان وسلوکیان- پارتیان یا اشکانیان ودر نهایت ساسانیان که در عصر باستان بر ایران وبخشی از جهان حکومت کرده اند به موضع جامعه ودولت پادشاهی ماد از کتاب تاریخ ماد تألیف دیاکونوف می پردازیم.

1- دیاکونوف- ایگور میخائیلویچ- ترجمه کریم کشاورز-انتشارات علمی وفرهنگی چاپ اول 1345-تهران- منحنی از مولف ص 1

کتیبه داریوش اول در بیستون (پایان قرن ششم ق.م) نشان می دهد ترکیب جامعه ی ماد مشابهت بسیار با ترکیب جامعه پارس داشته است چرا که پارس- کار با مردم- لشکری- که توده مسلح افراد آزاد اهالی بوده اند  که وجود داشته در سازمان اجتماعی عصر ماد عامل بسیار مهمی به شمار رفته، شکی نیست نه تنها سازمان دولی بلکه ساختمان اجتماعی پارس تحت نفوذ وتأثیر شدید نظامات مادی بوده است، قرابت نظامات دوران ماد ونظاماتی که بعد ها در پارس برقرار شد از مشابهت اسناد اقتصادی که مربوط به قرن ششم قبل از میلاد بوده ودر شوش یافت شده است خبر می دهد.(2) ولذا به طور کلی این احتما ل هست که در قرن ششم مفهوم مشترک مردم سلحشور که به پارسی قدیم – کاره گفته می شده است تمام ساکنان آزاد سرزمین ماد را از لحاظ رسمی حقوقی وصنفی شامل می گشته وتوده اصلی مردمات سلحشور هنوز در آن زمان- به ظن قوی از افراد آزاد جماعات کشاورزی یعنی کسانی که مستقیماً آفرینندگان نعمت های مادی بوده اند تشکیل می شده، چنانکه آشور بدست آنان سرنگون شد وپادشاهی نیرومند ماد به یاری ایشان تأسیس شد.

(2) دیاکونوف همان صفحه 299-300

این مردم یا جماعات که (کاره) گفته می شده که همان اصطلاح ارتش غیر دائمی بوده همان وضعیت را که در عصر ماد داشته است و واحد های مردم – سلحشور گفته می شده اند (3)در عصر هخامنشی نیز همان اوضاع را مشتمل بوده وبر این اساس در کتیبه داریوش اول هخامنشی به آنان پرداخت هایی شده است.

پیرامون وضعیت دولت وتقسیمات اداری عصر مادها وتأثیر آن بر تمدن وحاکمیت عصر هخامنشی دیاکونوف نوشته است: هرودوت سازمان شاهی ماد را چنین وصف می کند که قومی بر قوم دیگر حکومت می کرد ومادی ها بر همه وقبل از همه بر اقوامی که بر ایشان نزدیک تر بودند وآنها هم بر همسایگان خویش وآن همسایگان بر هم مرزان خود ولذا هسته اصلی پادشاهی مزبور سرزمین ماد همان قلمروی بود که بعدها در عهد هخامنشیان ( ساتراپ نشین ماد) را تشکیل می داد وتقسیمات قبیله ای کماکان وجود داشته- از کتیبه بیستون چنین بر می آید شهر آشوری اربل( همان اربیل کنونی در کردستان شمالی است ) نیز جزو خاک ماد بوده است واز گفته های گزنفون هم چنین پیداست که بر روی هم اراضی اصلی آشور جزو خاک ماد بوده (4) و این موضوع درست می نماید، چنانکه دشت نیسایی یا نساو یا نیشایی که همین کرمانشاه امروزین می باشد محل پرورش اسبان قوی وپیروزی بوده که سواره نظام ماد در عصر هوخشره یکی از پادشاهان مادی بوسیله همان سوار کاران توانست نینوا پایتخت آشور را به سقوط کشاند(5).

پیرامون فرهنگ- زبان- خط وکتابت در عصر هخامنشی هم معمول بوده وزبان کتیبه های پادشاهی هخامنشی حاوی لغات مادی فراوانی است(6).

 

(3) همان مأخذ ص 309-310

(4) دیاکونوف- همان- ص311

(5) کرمانشاهان باستان- کار گروهی دبیران دبیرستانهای کرمانشاه- سال1350

(6) دیاکونوف- همان-ص 340

 

دکتر پرویز رجبی در مجلات تاریخی ارزشمند خود ذیل مبحث تأسیس فرمان روایی ماد در فلات ایران زندگانی شبانی واقتصاد دامی هخامنشیان را همان تکاپوی حیات مادها می داند واز دو قوم بزرگ غرب فلات ایران که چهره اسیای غربی را به کلی دگر گون کردند با عنوان مادها وپارس ها یاد می کند(7) .

گیرشمن در تألیف خود ودر دیباچه ای که بر متن فرانسوی کتاب نوشته است مادها وپارسیان را از نخستین تشکیل دادگان شاهنشاهی جهانی که معرف ملل آریایی یعنی ایرانیان بوده اند خوانده که تمدن هایی را برای خود به وجود آورده وهنر خویش را طرح ریخته پرورش دادند(8). با این وصف پذیرفته است که پارسیان قبل از مادها وارد سرزمین ایران شده باشند واین مورد موید همان نظریه ای است که پیش تر به آن اشاره شد که تمدن هخامنشی که پایه تمدنهای بعدی ایرانیان درادوار شاهان سلسله های بعدی شاهنشاهی است مأخوذ از تمدن های ارائه شده ی مادی است حال چه به صورت جزیی ویا به حالت کلی آن.

به هرحال تأثیر موجودیت، فرهنگ، تمدن وارتقای سطح زندگی مردم ایران در عصر ماد که از طریق گوناگون به مردم نسل های بعد در زمان حکومت های دیگر ایرانی وغیر آن منتقل گردید، موجبات تمدن، ترقی واندیشه وتدبیر اداره ی امور جوامع آنان را فراهم وپدید آورد.دکتر شعبانی در تألیف خود ذیل فصل مادها آورده اند : مادها با تشکیل اتحادیه ای که از شش قبیله بزرگ قومی بوجود امده بود، بر توانایی خود افزودند وبه تدریج نشان دادند، رقیب خطرناکی برای قدرت های همسایه به حساب می آیند، چرا که مادها از نژاد هند واروپایی بوده وزبان آنها ایرانی بود و در عصر هخامنشی می بینیم که سرداران مادی متصدی امور بوده واین امر نشان از تدبیر اداره واندیشه ی مدیریت جامعه عصر ماد داشته است که به عصر هخامنش نیز کشیده شده است.

 

(7) رجبی-پرویز-هزاره های گمشده- انتشارات توس جلد دوم-چاپ دوم1382-تهران-ص 46

(8) گیرشمن- رومن-ایران از آغاز تا اسلام- ترجمه دکتر محمد معین- انتشارات نگاه- چاپ اول1386-تهران-ص 15

 

به حکایت خراجی که آشوریان البته قبل از سقوط نینوا ومنضم شدن بخشی از آشور به قلمرو مادها از اقوام مادی می گرفتند، می توان پذیرفت، زندگی اساسی اقوام ماد وبا دست کم گروههای عمده ای از آنان به دامداری می گذشته وبه پرورش احشام وخاصه اسب؟؟؟؟ شرقی ممتاز داشته اند (9) که این مورد را پیش تر متذکر شدیم. دکتر شعبانی می نویسد: فشار شدیدی که از طرف سارگن دوم بر ماد وارد می آمد.در زمان سلطنت جانشین وی ترک شد چرا که او در مواضع دیگری چون مدعیان بابلی ویهودی می جنگید واین مورد را شاید بتوان از دلایل اتحاد اقوام ایرانی در تحت هدایت خاندان دیااکو دانست- دیااکو ابتدا حاکم همدان بود و اما به زودی به ریاست اتحادیه ای قوی منصوب گردید ودر زمان این پادشاه ماد است  که سه عنصر اساسی دولت ، ملت وسرزمین معین از بدیهیات روزگار شمرده شد واندکی بعد یعنی در زمان هخامنشیان که جانشینان مادها شدند برای پذیرش مسئولیت های ایران بانی وسپس جهان بانی خود با مشکل ویژه ای روبرو نبودند . از آغاز عصر مادها تا انقراض آنان چهار تن مادی بر اقوام اتحادیه ی قومی تحت سیطره ماد حکومت کردند. دیااکو- فرور تیش هوشخنده-واژیدهاک – بعد از دیااکو – فرورتیش فرزندش به سلطنت رسید وبا پارسیان که همسایگان مادها بودند اتحادی برقرار کرد وبر دامنه متصرفات ماد افزود وبر آن شد که با آشور به مصاف پردازد و اما چون بنیه نظامی مادها تا آن زمان به حد وتوان لازم که پنجه در پنجه آشور مقتدر بیفکند نرسیده بود در نبرد با آشور جان بر سر سودای خود گذاشت وکشته شد، اما جانشین وپسرش که مردی قابل بود  وبا حکومت خود بنیاد حاکمیت ماد وسلسله های شاهی را برقرار کرد،(10)  سومین پادشاه ماد که فرزند فرورتیش وبا نام هوشخنده شناخته شده است ، نام او وپدرش در کتیبه های داریوش اول آمده است از این روی می توان مشخص کرد که شخصیتی حقیقی وبرجسته داشته است.

(9) شعبانی- رضا- مروری کوتاه بر تاریخ ایران از اغاز عصر مادها تا پایان دوران قاجاریه- چاپ اول1380- انتشارات سخن-تهران-ص 15-17

(10) شعبانی- رحمان-ص19-20

استحکام مبانی قدرت نظامی وبه پیروی آن مبادی سیاسی تشکیل دولت ماد به رأی و تدبیر اوانجام گرفته است ودر حقیقت پایه حاکمیت ایرانیان بر سرزمین خود ومناطقی که متعاقباً در ذیل لوای مادی ها وپارسیان به ایران پیوستند واتحاد کهن خود را مجدداً بازیافتند بوسیله هوشخنده نهاده شد. از شکست پدر در س گرفت کاستی ها وکمبودهای سپاه شکست خورده را جبران کرد از شکست پدر تجربه گرفت که سپاهیان نامنظم ماد از عهده ی نظامیان جنگ آزموده ی آشور بر نمی آیند. بنابر این ارتشی دائمی بوجود آورد ، بدان گونه که پیاده نظام مسلح به تیر وکمان وشمشیر شدند، سواره نظام نیز تیر اندازان ماهری بودند که استعداد اسب سواری را از دوران کودکی تجربه می کردند. اسب های مادی وبه خصوص اسب های؟؟؟؟ چنان شهرتی داشتند که به نحوی که پیش تر یاد آوری شد آشوری ها به جای باج این اسب ها را طلب می کردند (11). هوشخنده از از اغتنام فرصتی که دو رقیب آشوری در درون کشور خود داشتند بعد از سالهای 628 ق.م به سرزمین آشور حمله برد. شاه ماد در این لشکر کشی تا حدی موفق گردید بنیاد حکومت آشور را بر اندازد وماد را از وجود خصمی قوی آسوده نگهدارد ودر مقابل مقاومت سردار آشوری سپاه آشور را در هم شکست، و سپاه ماد وارد آشور شده نینوا پایتخت آشور را محاصره کرد. اما تدبیر شاه ماد مانع از آن شد نیروهای سپاهی خود را بدون دست دست درازی به فتح نمایی در پای استحکامات نینوای محاصره شده بیش از زمان طول محاصره معطل نکند. از این روی دستور داد تا بخشی از سپاه ماد به غارت وتخریب جلگه های حاصلخیز اطراف نینوا بپردازند. دولت آشور در برابر چنین تدبیر واندیشه جنگی بیکار ننشسته ، گروههای اقوام سکایی را که از دربند قفقاز گذشته وسیل آسا به سوی جنوب راهی شده بودند به هجوم بیشتر تشویق کرده و لذا در قبال چنان مصیبتی هوشخنده برای محافظت از کشور خود دستور داد تا سپاهیانش دست از محاصره ی نینوا بردارند .(12)

(11) شعبانی- رحمان-ص 20

(12) تجربه جنگی وآموزه های نظامی هوشخنده در جنگ با دشمن آشوری اورا می توان در طول تاریخ اعمال شده وبه کار گرفته شده از جانب شاهان وسرداران ایرانی مد نظر داشت، از جمله سپهسالار کل قشون ایران رستم فرخزاد در مقابله با سپاهیان عرب در زمان یزدگرد سوم پادشاه ساسانی حَسَب سالهای 13-16 و... که در نوشته های ابن اشیر مورخ کُرد آمده است واز آن پس در ادوار دیگر در زمان حاکمیت هخامنشیان اشکانیان- ساسانیان وبعد از اسلام در عصر صفویه توسط  شاه اسماعیل اول  صفوی موسس سلسله صفویان – شاه عباس اول ونادر افشار وکریم خان زند و در عصر قاجاریه آغا محمد خان قاجار واز همه مهمتر توسط عباس میرزای نایب السلطنه فتح علیشاه قاجار که بعد از جنگهای دوره اول ایران وروس سالهای 1218-1228 هجری قمری که منجر به شکست ایران وعقد قرار داد ذلت با انگلستان ودوره دوم جنگهای ایران وروس 1242-1243 ه.ق که منتهی به انعقاد قرار داد ترکمانچای شد ولذا می بینیم عباس میرزا نا کارامدی نیروهای ایرانی را در عدم وجود وبهره مندی از نامنظم بودن سپاه وعدم کارآمدی جنگ افزار ونداشتن دانش نظامی روز دانسته با عقد قرار داد لازم در عهد ناپلئون بناپارت نسبت به گماردن مستشاران نظامی متبحر از سپاه فرانسه جهت تعلیمات نظامی سپاهیان ایران، ایجاد لباس متحد الشکل، تهیه ی جنگ افزار مناسب از قبیل توپ وتفنگ مبادرت کرده واز جنگ فرانسه در اروپا نهایت استفاده را جهت پیشبرد نیات خود می برد واما متأسفانه با صلح بین فرانسه وروس عباس میرزا در کار خود شاهد توفیق بیشتری نیست ویا در همان عصر شاهد جنگهای ایران وعثمانی به سرداری شاهزاده محمد علی میرزای دولتشاه حاکم کرمانشاهان هستیم که با تصرف بخشهایی از نواحی بین النهرین جهت فتح بغداد دستور می دهد سپاهیان ایران نقاط سرحدی را آماده غارت وتخریب قرار دهند، در این راستا نگاه کنید به کتابهای تاریخی چون الکامل فی التاریخ- تاریخ طبری- روضه الصفا-ناسخ التواریخ وجٌزآن.

هجوم سکاها به قلمرو ماد به مدت بیست وهشت سال به درازا کشید تا هوشخنده از فتح نهایی نینوا بازمانَد واما با اندیشیدن تدبیری توانست پادشاه سکایی را با تمام سردارانش در یک ضیافت میهمانی پس از مست کردن آنان به قتل رساند واز این روی با ابتکار عملی که هوشخنده نشان داد نه تنها ایران بلکه تمامی اقوام آسیای غربی وحتی مصر که باج گذار سکاها شده بودند نجات یافتند واز آن پس دیگر مانعی جهت انقراض آشور بدست دولت ماد باقی نمانده بود. به تعبیر مورخان کشور آشور در نیمه قرن هفتم قبل از میلاد یعنی تقریباً چهل سال قبل از انقراض در دنیای قدیم به اوج عظمت واعتلاء رسیده بود –مصر را مطیع گردانیده- لیدیه فرمانبردار وخاضع شده بود- دولت عیلام با ان همه شکوه گذشته ی خود بدست آشور ویران شده بود- مملکت وان دیگر جسارت تخطی نداشت، در داخله کشور درخشندگی تمدن خودی برجسته شده بود ولذا برای رام سرزمین کوچکی چون آشور اداره امور جامعه آن ممالک پهناور کاری دشوار ومشکل می نمود. هر چند برای آرام نگاه داشتن ملل مغلوب به خشونت وقتل وارعاب روی آورده بودند واما با  ورود همسایگان  قدرتمند پای بندی به قول وقرار را واگذاشته، از رویه ی زور وتزویر وایجاد اختلاف ونفاق بهره گرفتند ودر نهایت عصر قدیم به مرحله ای پا گذاشته بود که نیروهای توانمند تازه نفسی به میدان آمده ومبشر راه ورسم نو وجدیدی بودند که بر مبنای اخلاق وفضیلت در امور ملک داری استوار بود ولذا می بینیم بر چنان اساس واصول واندیشه ای هست که جهان بینی وشیوه ی کشور داری مادها در ادوار بعدی تجلی کامل تر وابعاد درخشان تری به خود گرفته ودر عصر هخامنشی که در واقع وبه حق اساس آن بر خاسته از فرهنگ مدنی خاصی بوده است که ایرانیان متدین به وحدانیت خداوند بی چون وچرا از قرن ها وشاید هزاره ای پیش تجربه کرده بودند که اساس واصول چنان جهان بینی بر محترم شمردن انسان ها واعتقادات قومی ومذهبی آنان بنا نهاده شده بود.

با تشکر از استاد گرامی جناب آقای اردشیر کشاورز 

+ نوشته شده در  87/10/19ساعت 9:14 بعد از ظهر  توسط فرید | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
فرید هستم . .کارشناس حسابداری .در صورت داشتن هرگونه سئوال پیرامون مسائل حسابداری سئوالات خود را در قسمت نظریات نوشته در اولین فرصت جواب آن را به شما ایمل خواهم کرد.

نوشته های پیشین
اردیبهشت 1390
آذر 1389
شهریور 1389
اردیبهشت 1389
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
دی 1378
پیوندها
dj hamed
تازه های مکانیک
نگاهی از بلندای بیستون
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

---->

جدیدترین قالبهای بلاگفا


جدیدترین کدهای موزیک برای وبلاگ